header photo

زیرپوست موسسات مالی چه گروهی پنهان شده‌اند؟

زیرپوست موسسات مالی چه گروهی پنهان شده‌اند؟

عليرضا رامه

ايام نوروز فرصتى به دست آمد تا كتاب "اقتصاد سياسى، صندوق هاى قرض الحسنه و مؤسسات اعتبارى، سقوط يك ايدئولوژى" نوشته ى بهمن احمدى امويى را بخوانم. كتاب به ريشه ها و پايه هاى شكل گيرى صندوق هاى قرض الحسنه از دهه ى ٤٠ تا سال ١٣٩٢ پرداخته است و نام آن، به شيوايى گوياى كامل بحران مالى است كه جناح راست با برداشت ايدئولوژيك خود از ساليان پيش تا كنون براى كشور رقم زده است.

آقاى امويى در بخشى از كتاب (ص ٤٦ و ٤٧) به نقل از فرشاد مؤمنى مى نويسد:

"... چون افرادى مثل آقاى اسدالله بادامچيان در ساخت سياسى و اقتصادى كشور خوشنام نبود ... با آدم هاى سالم، خوشنام و دلسوز تماس مى گرفتند و درباره ى صندوق هاى قرض الحسنه و سازمان اقتصاد اسلامى مظلوم نمايى مى كردند. نمى گفتند كه ما يك انحصار مالى تشكيل داده ايم و با توان مالى آن چه مى كنيم ...فضايى ايجاد كردند كه انگار مهندس موسوى مى خواهد مباحث كمونيستى و پروژه هاى كمونيستى را دنبال كند ...متأسفانه ارتباطات آنها، بويژه با روحانيت، زياد بود و اجازه ى آن را كه اين انحصار مالى كنترل شود، به قاعده در بيايد و پاسخگو شود، ندادند."

همچنين در گفت‌وگو با حميد تهرانفر (ص ٩٢) مى نويسد: "در يكى از سفرهاى آقاى خاتمى به عنوان رئيس جمهور به مشهد، عده اى كفن پوشيدند و گفتند تا به ما مجوز مؤسسه ى مالى و اعتبارى ندهيد از خيابان نمى رويم. از چنان قدرتى برخوردار بودند كه دولت را اين گونه تحت فشار مى گذاشتند"

نخستين هشدارها با ورشكستگى صندوق هاى آل طه و محمد رسول الله در اصفهان در سال ٨١ آغاز مى شود. در گفتگوى نويسنده با سيدمحمد حسينى استاندار وقت اصفهان مى خوانيم (ص ٩٤ و ٩٥): "همه ى بنيانگذاران صندوق قرض الحسنه ى آل طه اعضاى يك جلسه ى قرآن بودند ... و به دستگاه ها و نهادهاى قضايى، انتظامى و نظامى دسترسى داشتند"

نويسنده مى افزايد: "محاسبه ى اساتيد دانشكده ى اقتصاد دانشگاه اصفهان، تأثير عملكرد آن ها روى تورم سطح استان را اثبات كرده است." (همانجا)

و باز از قول استاندار مى خوانيم: "احتمال درگيرى و كشته شدن مردم وجود داشت. مسئولان صندوق فرار كرده و پنهان شده بودند و ما و ديگر نهادهاى دولتى، بايد پاسخ مردم را مى داديم." (ص ٩٨)

تعهدات اين صندوق ها به صندوق قرض الحسنه ى قوامين وابسته به نيروى انتظامى سپرده مى شود و آن صندوق به مقام بانك ارتقاء مى يابد!

باخواندن فصل هاى بعدى كتاب، اين نكته مشخص تر مى شود كه نظام هر بار بجاى اصلاح نگاه سنتى غيرعلمى به مسايل پولى، تنها بروز بحران را به تعويق مى اندازد و هربار دولت مجبور مى شود به گردن كلفت هاى مفتخور عقب مانده باج بزرگترى بدهد تا بر بحرانى كه خود آنها ايجاد كرده اند، سرپوشى هرچند كوتاه مدت نهاده شود.

اين نگاه ورشكسته با منافع قدرتمندانى گره خورده است كه تنها در شرايط تورمى مى توانند سرپا باشند و با تمركز دلالى روى كالاهاى خاص به صورت مقطعى، منافع خود را زير پوشش اقتصاد اسلامى تأمين كنند. آنها كه به ظاهر با نزول خوارى و بانك ربوى مبارزه مى كنند، در واقع سرمايه ها را از توليد به دلالى كشيده اند.

منبع: ملی مذهبی

Go Back

Comment