header photo

طعنه خیانتهای داخلی به خباثتهای خارجی

طعنه خیانتهای داخلی به خباثتهای خارجی؛

اوضاع خیلی بی ریخت شده است!

ابوالفضل وصالی

نگاهی به وضعیت عمومی کشور نشان می دهد که عمده ی امتیازات خاص و انحصاری در حوزه های مختلف، در اختیار کسانی قرار گرفته است که در داخل حاکمیت و یا جریان های سیاسی دارای وابستگی و نفوذ بوده و یا با آنان به طرق مختلف حشر و نشر و به عبارتی بده بستان هایی داشته اند و گرنه دست یابی به آن امتیازات از راه های قانونی و شرعی به غایت قابل تردید است !

بی مبالاتی در مدیریت و توزیع منابع و عدم ایجاد فرصت های برابر برای آحاد جامعه یکی از دلایل عمده ی بروز بی عدالتی و ظهور شکاف طبقاتی می تواند قلمداد شود ، بطوریکه این معضل مدیریتی در بیشتر عرصه ها قابل رویت است !
در این راستا نگاهی به وضعیت عمومی کشور نشان می دهد که عمده ی امتیازات خاص و انحصاری در حوزه های مختلف، در اختیار کسانی قرار گرفته است که در داخل حاکمیت و یا جریان های سیاسی دارای وابستگی و نفوذ بوده و یا با آنان به طرق مختلف حشر و نشر و به عبارتی بده بستان هایی داشته اند و گرنه دست یابی به آن امتیازات اعم از دریافت وام های هنگفت بدون وثایق مناسب ، انحصارات واردات و صادرات ، تملک برخی واحدهای بزرگ صنعتی و اراضی ملی که عمدتاً با مسامحه در رعایت حقوق عامه توام بوده است ، انتصاب ها و استخدام ها و قس غلی هذا از راه های قانونی و شرعی به غایت قابل تردید است !
هم چنین است اختصاص رقم های سرسام آور از ردیف های بودجه کشور به برخی موسسات و مراکزی که احیاناً فعالیت آنان برای منافع اجتماعی چندان ضروری و یا مستحق سهم گیری از بودجه ملی نبوده است !
بنا کردن مدیریت جامعه بر چنین روندی اگر صرفاً بر پایه ی باند گرایی نبوده باشد حتماً ناشی از بی تدبیری و ناکارآمدی می باشد ، بطوریکه اگر مدیریت مدبرانه بر منابع و مقدرات کشور حاکم می شد بطور یقین بسیاری از معضلات در حوزه های مختلف حداقل به بحران های اساسی منجر نمی گردید !
اگر چه درک واقعیت های عینی این معضلات نیاز به درج مصادیق مشخص ندارد و هر کسی می تواند در حیطه ی فعالیت های اجتماعی خود موارد متعددی را برشمرد، اما من باب مثال می توان بورکراسی ناکارآمد سیستم اجرایی ، ظهور قارچ گونه ی موسسات مالی و بانکی ، آلوده بودن نزدیکان برخی مقامات به رانت های اقتصادی ، پافشاری به افزایش جمعیت به رغم محدودیت امکانات و منابع که باشرایط موجود به شدت منافات نشان می دهد و دیگر موارد محیط زیستی و بحران آب و نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی و حتی فاسد بودن نظام انتخاباتی مراکز قانون گذاری و تصمیم گیری که الزاماً موحب ورود افراد نخبه و مسوولیت پذیر نمی شود و البته اصلاح این موارد هیچ ربطی به مشکلات خارجی و تحریم های بین المللی ندارد ، اشاره کرد !

این در حالی است که به رغم تمامی مشکلاتی که جامعه متحمل می شود ، اعمال برخی مدیریت ها هم با منافع حکومتی و هم مصالح اجتماعی همخوانی ندارد و مثلاً نمی توان هیچ تناسب عادلانه ای را در عرضه ی سوخت به خودروهای کوچک و خدماتی مانند وانت و تاکسی ساخت داخل با نرخ واحد به خوودروهای لوکس چند صد میلیونی خارجی متصور شد! در حالیکه با حذف سوبسید از نرخ سوخت خودروهای خارجی ، اگرهم نتوان از معضل طاقت ناپذیر هیولای ترافیک و آلودگی اندکی کاست، حداقل می توان منابع ایجاد شده از این طریق را صرف حمایت از بیماران خاص کرد .

در دیگر حوزه های مدیریتی هم می توان مواردی را یافت که هزینه های اجتماعی بطور نا معقول صرف منافع قشر خاص می شود و از جمله در حوزه ی فرهنگ، صدور فله ای و بی رویه امتیاز نشریات بدون در نظر گرفتن اصل استقلال حرفه ای، باعث شده است که تعداد زیادی از کارکنان دولتی خصوصاً در شهرستان ها مالک جراید شده و احیاناً علاوه بر استفاده ابزاری از آن، موجب هدر رفت مواد اولیه و نیز آشفتگی فضای مطبوعاتی شوند در حالیکه اگر شرط دریافت امتیاز نشریات عدم استخدام در دستگاه های دولتی و عمومی بوده و امتیازهای مطبوعاتی به تشکل های مستقل حقوقی واگذارشود، نه تنها زمینه ی ارتقاء کیفیت جراید فراهم می شود بلکه از پراکنده شدن و یا هدر رفت منابع حمایتی جلوگیری می گردد .

نا گفته پیداست که با اندکی تعقل و تدبیر در امور مدیریت های اجتماعی می توان صدها معضل و مشکل جزئی و کلی را که ذکر تمامی آن در این مختصر موجب ملال و اطاله ی مقال است ، سامان بخشید ! البته اگر مقاومت عده ای که منافع شان در چنین فضاهای نابسامان و بحران آفرین تعریف شده است ایجاب نکند ، باید خیلی سوالات مطرح و پاسخ داده شود ، مثلاً چه دلیلی دارد در بحبوحه ی کم آبی، انشعاب آب لوله کشی به هزاران ویلاهای اشرافی نشین داده شود که آب استخرهایشان را بدون دغدغه ی هزینه های مادی با آب آشامیدنی چند به چند روزی تخلیه و پر کنند ؟!
راستی از کجا شروع کردیم و به کجا رسیدیم ، حکایت مدیریت های جامعه ما شتری را می ماند که تمام اندامش کج است و ما تنها به گردنش گیر داده ایم و خدا داند خیانت های داخلی به خباثت های خارجی طعنه می زند ؛ اوضاع خیلی بی ریخت شده است !

 

Go Back

Comment