header photo

سخنی چند در باره فن مبارزه اجتماعی

09-10-2017

سخنی چند در باره فن مبارزه اجتماعی

مبارزه اجتماعی چیست؟

مبارزه یکی از اشکال عمده پراتیک اجتماعی انسانی است. مبارزه یعنی تلاش به اشکال گوناگون از مسالمت آمیز تا قهر آمیز برای از میان برداشتن موانع و هموار ساختن جاده پیروزی آن امر و هدفی که در شرایط معین فائق نیست. اگر این مبارزه برای پیروزی امر و دفاع از آن باشد مبارزه، مبارزه ایست مترقی و وقتی این مبارزه برای پیروزی یا حفظ امر کهنه باشد مبارزه، مبارزه ایست ارتجاعی. مبارزه اجتماعی دارای فنی است که استراتژی و تاکتیک نام دارد. و همانطورکه باید موازین و قوانین اساسی  رهبری علمی حزب و نهضت را آموخت (رجوع کنید به ماهنامه مردم شماره مرداد 1344) همنطور هم باید این فن را فرا گرفت و قواعد و موازین آنرا دانست و الا این کاری نیست که سرسری بتواند سرانجام گیرد وبا اتکا «حسن تصادف»به نتیجه برسد.

قطب های متضاد مبارزه

مبارزه اجتماعی پروسه ایست بسیار بغرنج، مرکب از قطب های متقابل مانند تعرض و عقب نشینی، نرمش و قاطعیت، سازش و سرسختی، جسارت و حزم، شکیب و شتاب، تدریج و تسریع، کار آشکار و کار پنهان، روش مسالمت آمیز و روش قهار آمیز، سریت و علنیت و غیرو و غیره. بر حسب شرایط  زمان و مکان در هر لحظه معین یکی از این دو قطب عمده میشود. یافتن تناسب صحیح دیالکتیکی بین قطبین و انتقال بموقع از یک قطب به قطب دیگر یکی از دشوارترین وظایف است که فقط و فقط یک نیروی هدایت کننده مجرب  و خردمند بر اساس تحلیل علمی فاکتها بتواند آنرا بیابد و لا غیر عمده گرفتن قطب غیره عمده و بر عکس، یا نوسان در میان دو قطب به امر مبارزه زیان شدید می زند.

مبارزه اجتماعی مبارزه ایست مرکب از کامیابی و نا کامی، شکست و فتح، توقف و تعرض، پیشروی و عقب نشینی، تجارب لازم مثبت و منفی را برای کسب قدرت بیشتر در مرحله آتی نبرد گرد اورد و از این تجارب بهره برداری نمود  زیرا تکرار تجریدی تجارب بی فایده است. اگر هدف درست باشد، سازمان محکم، رهبری صحیح، مبارزه سنجیده و پیگیر، از حوادث بدرستی عبرت اندوزی شود در طول مدت پیروزی حتمی است.

اشکال مبارزه

مبارزه یا بین دونیروی متضاد آشتی ناپذیر(آنتاگونیستی) است.یعنی نیروهایی که از جهت تاریخی آشتی ناپذیرند. و یکی مظهر نو و دیگری مظهر کهنه است و یکی باید جای دیگری را در تاریخ بگیرد و یا آنکه  مابین دو نیرویی است که در جهت مشترک تاریخ عمل می کنند و تضاد آنها لا اقل در دوران معین در یک سنتز عالیتر قابل آشتی  و ترکیب است. این دو نوع مبارزه از لحاظ کیفیت با هم تفاوت دارند. مبارزه مابین نیروهای انقلابی و مترقی با نیروهای محافظه کار و ارتجاعی مبارزه ایست ما بین قوای سازش ناپذیر. ولی اختلافاتی که در درون نیروهای انقلابی و مترقی در می گیرد و مبارزه ای که این اختلاف ناشی می شود، از نوع دوم است. البته این دو نوع تضاد که از جهت کیفی مختلف هستند، دارای مرز قاطعی نیستند و در زندگی و واقعیت زنده طیف متصلی وجود دارد که در یک قطب آن عمیقترین تناقضات آشتی ناپذیر قرار دارد و در قطب دیگر آن سطحی ترین اختلافات حل شدنی و آشتی پذیر. قاعده کلی که میتوان ذکر کرد، آنست که بر حسب درجه عمق اختلافات باید شیوه مبارزه تغییر کند. معمولا قاعده مبارزه در مورد اختلافات آشتی ناپذیر عبارتست  از تکیه بر روی مبارزه، تکیه بر روی تضاد؛ عبارت است از افشاء تناقضات، حاد کردن و تعمیق تناقضات، نبرد بی امان تا نیل به غلبه و پیروزی و اما در مورد اختلافات آشتی پذیرعبارت است از تکیه بر روی وحدت با کوشش برای حل تضاد. عبارت است از بر ملا کردن نکات اختلاف، انتقاد و کوشش براین نیل به یک سنتز عالیتر که موجب اتحاد عمیقتر شود. هیچ نسخه از پیش تنظیم شده ای نمیتوان برای حل این یا آن نوع مبارزه بدست داد و این مسئله ایست که باید با توجه به اصول ذکر شده در عمل و بشکل کنکرت حل شود.

عرصه های مبارزه

مبارزه به دو صورت عمده  طبقاتی و مبارزه ملی و نژادی در می آید و در هر صورت میتواند مسالمت آمیز و یا قهر آمیز باشد. عرصه های عمده مبارزه  طبقاتی عبارتست از مبارزه تئوریک، مبارزه اقتصادی، مبارزه سیاسی و اجتماعی. شکل عمده مبارزه تئوریک عبارتست از پولمیک، شکل عمده مبارزه اقتصادی عبارت از مبارزات مطالباتی است. مبارز سیاسی و اجتماعی  بر حسب تنوع شرایط گاه بشکل مسالمت آمیز مبارزات انتخاباتی و تظاهراتی، گاه به شکل قهر آمیز قیام و جنگ های رهایی بخش در می آید. هر یک از عرصه های مبارزه دارای موازین خاص خویش است. هیچیک از عرصه های مبارزه را نمی توان مطلق کرد و مبارزه یک حزب را تنها در تنوع ترین و ذوجوانب ترین اشکال آن میتواند یک مبارزه قوی و موثر تاریخی باشد.

تیپ و شیوه مبارزه بسته به چیست؟

فراز و نشیب مبارزه و بکار بردن شیوه های مختلف و تیپ آن بستگی به دو عامل دارد. وضع خودی و وضع دشمن. وضع خودی یا نیروهای مترقی مبارزه از لحاظ قدرت صفوف،  عوامل مساعد و نا مساعد ملی و بین المللی  باید دقیقا مورد سنجش قرار گیرد. مبارزه میتواند با سرعت یا بطئی پیش رود، دورانی عمل کند یا بشیوه مقابله و رو در رو (فرونتال)، این چهار شکل اساسی و ترکیب آنها بستگی به آن شرایط پیش گفته دارد. در صورتیکه بررسی نشان دادکه نیروی خودی در مجموع ضعیف  و نیروی دشمن در مجموع قوی است، باید با احتیاط و بشیوه  دورانی و مانور و روش تدریج عمل کرد. در غیر این صورت کار به ماجراجویی می کشد. در صورتی که بررسی نشان داد که نیروی خودی در مجموع قوی ترو نیروی دشمن در مجموع  ضعیف است، باید با جسارت و سرعت بشیوه رو در رو و قاطع عمل کرد. در غیر این صورت کار به اپورتونیسم میکشد. نباید شیوه قاطع (رادیکالیسم) و شیوه تدریج (رفورمیسم) را مطلق کرد و آن را همیشگی و دائمی دانست. یک نیروی مجرب و عاقل جایی انقلابی عمل می کند، جایی رفورمیستی. به این مناسبت بسیار بجاست نقل قول جالبی از لنین، یکی از بزرکترین تاکتیسین های انقلاب بیاوریم:

«برای انقلابی واقعی بزرگترین خطر و شاید تنها خطر عبارتست از اغراق در انقلاب، فراموش کردن حدود و شرایط بکار بردن موفقیت آمیز این شیوه های انقلابی. انقلابیون واقعی وقتی شروع کردن انقلاب را با حروف برجسته بنویسند؛ و «انقلاب» را به چیزی الهی مبدل کنند، وقتی شروع کردند گیج شدند و استعداد درک این نکته را که در چه لحظه ای و در چه شرایطی و در چه رشته عملی باید توانست بشیوه رفورمیستی پرداخت، به نحوی که هر چه خردمندانه تر و هشیارانه تر، از دست دادند، در این کار گردن خود را شکاندند». (کلیات ـ ج 33 صفحات 86 ـ 87، مقاله در باره اهمیت طلا)

هدف ها و مراحل استراتژیک و تاکتیک

هر مبارزه ای باید دارای هدف های روشن علمی، واقعی و قابل حصول از جهت تاریخی باشد و الا آن مبارزه، تلاش عبثی است. هدف ها را معمولا بدو دسته تقسیم می کنند، هدف های نهایی که هدف استراتژیک نام دارد و دوران معین ]استراتژیک) تکامل مبارزه را در برمی گیرد. مثلا برای تبدیل جامعه  از سرمایه داری به سوسیالیسم باید یک دوران استراتژیک را طی کرد. هدف های استراتژیک را بایدبر اساس تحلیل علمی جامعه، صرف نظر از مشکلات  وصول بدان و با جسارت  مطرح ساخت. این هدف ها باید روشن  و بدون ابهام باشد تا رزمنده بداند با چه موافق است یا با چه مخالف. اما برای نیل به هدف استراتژیک باید مراحل تاکتیکی را گذراند و متناسب با این مراحل باید هدف های تاکتیکی را مطرح ساخت. اینجا باید کلیه شرایط موجود، کلیه مشکلات، کلیه بعلاوه ها و منها را در نظر گرفت. قوای خود و دشمن را سنجید و آنچنان هدفی را در برابر نهاد که از جهت تاکتیکی یعنی برای دوران کوتاه واقعا قابل  عمل باشد. مناسب با هدف های استراتژیک و تاکتیکی شعارهای استراتژیک و تاکتیکی  به میان می آید. علاوه بر این شعارهای استراتژیک و تاکتیکی، شعارهای عملی هم وجود دارد که برای این بخش یا آن بخش مشخص مبارزه روزانه است. مسئله تعیین مراحل تاکتیکی و شعارهای آن، و شعارهای درست عمل که قدرت تجهیز داشته باشد، مسئله ای است دشوار و تنها بر اساس شناخت درست جامعه معین و سنن و روحیات و آرایش طبقاتی و گرایش های رشد و غیره آن جامعه، میتوان این معضل را بدرستی حل کرد. هرج و مرج و سوء تشخیص در این زمینه به نتایج شوم منجر می گردد.

مسئله مرزبندی و تشخیص و تجزیه نیروها

(دیاگونستیک نیروها)

در هر مبارزه ای نتیجه حاصله مربوط  تناسب قوایی است که در مبارزه واردند. لذا یکی از نکات مهم فن مبارزه بررسی تشخیص درست آرایش  و تناسب قواست. باید نیروی طرفدار و نیروی مخالف و نیروی بیطرف را بدرستی تشخیص داد. در نیروی بیطرف نیز باید نیروی بیطرف خنثی و بیطرف مساعد و بیطرف نامساعد را از یکدیگر جدا کرد. قاعده اساسی و طلایی  در هر مبارزه عبارت است از نیل به تجمع حد اکثر نیرو علیه دشمن و منفرد کردن هرچه بیشتر آن. برای این منظور باید کلیه نیروهای طرفدار را متحد کرد. نیروهای بیطرف مساعد و خنثی را به مبارزه جلب نمود. نیروهای بیطرف نا مساعد را  در موضع بیطرفی نگهداشت و مانع شد که به نیروی دشمن بپیوندند و نیروی دشمن را تجزیه کرد و سرسخت ترین آنها را منفرد کرد و از صحنه دور ساخت. این مسئله مرزبندی و تشخیص قوا مهمترین نکته در مبارزه است و لازمه حل صحیح آن داشتن دید درست و تجربه است. روشهای سکتاریستی که منجر به انفراد نیروهای انقلابی می شود مضرترین  روش ها در امر مبارزه است. انقلابیون «ناسازگار» فقط با کسانی که با تمام هدف ها و شیوه ها و روشهای آنها موافقند، حاضرند همرزم شوند. این امر منجر به آن می شود که به جای انفراد دشمن، انفراد نیروی انقلابی حاصل آید. در عین حال نرمش در جلب قوا نباید منجر به آن شود که مرز بین دوست و دشمن از میان برود و ابهام در صف بندی ها  بر قرار شود. زیان این خطا از زیان خطای اول کمتر نیست. زیرا خطر از میان رفتن خود هدف مبارزه را تشدید می کند.

جامعه در تحول است. آرایش طبقاتی  و سیاسی در تحول است. باید توانست این تحول را درک کرد و آن نیرویی که تا دیروز دشمن و ذخیره نا مساعدبود و امروز بی طرف ویا حتی مساعد شده است  بموقع تشخیص داد و همچنین بر عکس.

مسئله تجزیه قوای دشمن و استفاده از اختلافات بین آنها دارای اهمیت تاکتیکی غیر قابل تردیدی است. برخی عناصر سکتاریست این نوع اختلافات را مهم نمی شمارند و آن را بکلی رد می کنند. لنین در این باره می نویسد: «غلبه بر دشمن طبقاتی ممکن است تنها از راه استفاده حتمی، دقیق، با مواظبت،احتیاط آمیز، ماهرانه همه، حتی کمترین شکاف بین دشمن، انواع گروهها و انواع بورژوازی در داخل کشورهای مختلف ... کسی که این را نفهمد، از مارکسیسم و از سوسیالیسم ذره ای و اصلا چیزی نفهمیده است» 0کلیات روسی،جلد 31 صحفه 52).

لنین همچنین میگوید:

«باید بین «نمایندگان عاقل بورژوازی و دولت» و «عناصر ماجراجو» از جهت برخورد فرق گذاشت».

(کلیات ـ جلد 33 صفحه 114).

نکته دیگری که در همین زمینه باید گفت آنست که اصل در میان نیروهای دوست و بیطرف مساعد تکیه بر روی وحدت است. بقول مارکس در میان نیروهای انقلابی هر گونه تفرقه ای ارتجاعی است و اصل دربین قوای مخالف تجزیه آن قوا و ایجاد تضاد بین آنهاست.

پیش بینی حوادث (پروگنوستیک)

یکی از شرایط موفقیت مهم موفقیت در مبارزه قدرت پیش بینی حوادث، دیدن گرایشهای نهان، داشتن قدرت تجسم و تصور علمی آینده ای که اکنون وجود ندارد و سمت گیری در جهت این آینده است. بدون تردید پیش بینی علمی فقط تحلیل عمیق و عینی  واقعیت، با داشتن تجربه و شم اجتماعی میسر است. والا کسی را اطلاع بر مغیبات میسر نیست. خاصیت پروگونستیک صحیح از حوادث آنست که شخص مبارز یا ستاد رهبری کننده مبارزه میتواند تاکتیک هایی را بکار برد که اثر بخشی آن طولانی است و خود را برای چرخش حوادث آماده کند و از غافلگیر ماندن جلوگیری بعمل آورد. زیرا مهمترین بلیه مبارزه غافلگیری است. یعنی دچار شدن ناگهان و بدون تدارک قبلی بیک وضع. تشخیص صحیح قوای متخاصم و پیش بینی صحیح مراحل آتی مبارزه، شرایط حتمی پیروزی در مبارزه است.

تدارک برای سخت ترین، آمادگی برای بدترین

 اگر گردانندگان مبارزه بر روی سهولت مبارزه و مساعدت بخت حساب کنند، به پیروزی در هر مرحله نبرد مطمئن باشند، با دل آسودگی کار کنند. دشوار است که بتوانند فاتح شوند. تنها سازمانی که برای سخترین صحنه های مبارزه تدارک لازم  را داشته باشد و برای بدترین وقایع آماده شود، میتواند از مبارزه پیروز در آید.

ترصد، تعرض، عقب نشینی

سه مقوله ترصد، تعرض، عقب نشینی از مقولات مهم مبارزه است. تشخیص زمان از این سه مقوله  اهمیت فراوان در پیروزی دارد. باید هر سه فن، فن شکیب و ترصد برای وصول روز مساعد، فن عمل سریع وشدید و قوی وقتی شرایط مساعد رسیده است. فن برون کشیدن قوا از میدان، وقتی اوضاع به زیان انقلاب دگرگون شده است را آموخت. هر سه فن بسیار مشکل و بسیار حیاتی است. ولی نه فقط تعرض و عقب نشینی، دوران ترصد نیز دورانی است پر از عمل. در این دوران باید برای نیروهای آتی از هر باره و در هر زمینه آماده شد. یعنی ترصد یک سازمان انقلابی، ترصد فعال است نه منفعل و پاسیف ویا بصورت یک انتظار لخت و خالی از عمل.

تقسیم مشکلات به گروها و حل طبق گروه

در جریان مبارزه نیروی انقلابی به کرات با هجوم انواع مشکلات روبرو می شود. باید مشکلات را به گروههای مختلف تقسیم کرد و آنها را بر حسب اهم فالاهم حل کرد. یکباره بهمه کار نمی توان دست زد. باید گروه مشکلات را طوری ردیف بندی کردکه حل یکی شرط حل دیگری باشد و سپس آنها را از سر راه برداشت.

در باره نکات دیگر فن مبارزه بازهم می توان سخن گفت ولی ذکر موازین اساسی فوق، تصور لازم را از چگونگی مسئله بدست می دهد. اگر سازمان انقلابی دارای رهبری نیرومند و خردمند باشد، صفوف خود را منضبط کند، به برنامه درست اجتماعی مجهز باشد، مبارزه را بدرستی هدایت نماید. قادر است در فراز و نشیب حوادث پیروز شود. 

ا. طبری       ماهنامه مردم شهریور 1344

Go Back

Comment