آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

محیط زیست

در شش شماره قبلی روزنامه آذربایجان شمار را با بخش هایی از نظرات زنده یاد  دکتر پروفسور بهروز شکوری دانشمند نام آشنای کشورمان در مورد مسائل و مشکلات محیط زیست کشورمان آشنا شدید . اینک  با بخشی دیگر از دیدگاههای ایشان آشنا می شوید.

سوال: از نیمه دوم قرن گذشته تجسسات زیادی در جهان برای تعیین مقدار میکروالمانی (ریزمغذیها) انجام گرفته نظرتان را در باره اهمیت آنها بیان فرمائید.

سئوال بسیار بجائی است. میکروالمانها در خاک و اهمیت بیولوژیکی و اکولوژیکی آنها، میکروالمانها اهمیت بزرگی در زندگی انسانها، حیوانات و گیاهان دارند. حافظ سلامتی بوده  و با یک سری فرآیندهای بیوشیمیائی و فیزیولوژیکی که در ارگانیسم انسان و حیوان و گیاهان جریان دارد در رابطه مستقیم می باشند.

در پنجاه سال گذشته در مراکز علمی جهان خاکشناسان، زیست شناسان، شیمی دانان، دانشمندان کشاورزی، فیزیولوژیست ها، گیاه پزشکان، دامپزشکان تجسسات دراز مدت و ارزنده ای درباره نقش میکروالمانها در زندگی گیاهان کشاورزی، دامها و سلامتی انسانها انجام داده، قانونمندیها و میکانیزم تاثیرشان را در گیاهان و جانداران معین نمودند.

در ارگانیسم انسان و حیوان تمام عناصر جدول مندلیف موجود می باشند که دلالت بر اهمیت حیاتی این عناصر می کند. میکروالمانها در سنگهای مادر و خاکها هم موجودند. میکروالمانها بخصوص فلزات سنگین با هوموس خاک ترکیب آلی مینرالی (کلاتی) تشکیل میدهند و در واقع هوموس بمثابه یک مخزن میکروالمانها محسوب می گردد. میکروالمانها نقش بزرگی در حاصلخیزی خاکها، ازدیاد محصول گیاهان کشاورزی و بهبود کیفیت آنها دارند. ید، مس، مولیبدن، منگنز، کبالت، وانادیوم، بر، لیتیئوم، سلنیوم و غیره در روند فرآیندهای بیوشیمیائی، فیزیولوژیکی و اگرشیمیائی تاثیر بزرگی میگذارند و به عنوان کاتالیزاتور این پروسه ها را سرعت می بخشند. متاسفانه در کشورمان تجسسات بنیادی ژئوشیمیائی انجام نگرفته است. در ٥٠ سال گذشته گروه تحقیقاتی تحت رهبری من تجسسات و سیعی در کادر تجسسات دانشگاه مسکو در مناطق کوهستانی قفقاز بزرگ و قفقاز کوچک و در مناطق زراعی جمهوری آذربایجان (و جمهوری خود مختار نخجوان) انجام گرفته است. در سالهای ١٩٩٢- ٢٠٠٠ در بعضی نقاط میهنمان هم تجسسات ژئوشیمیائی در مناطق کوهستانی استانهای آذربایجان انجام داده شد. این تجسسات اکثرأ در رابطه با تنظیم نقشه های ژئوشیمیائی خاکها و برای تنظیم سیستم غذائی گیاهان کشاورزی انجام گرفته و معین گردید که در سنگهای مادر: دونیت، پیروکسنیت، گرانودیوریت، گرانیت، دیوباز و آهک مقدار عمومی بر (B) بترتیب ٢٥- ٢٠، ٢٤- ١٨، ١٨- ١٥، ١٥- ١٠، ١٥- ١٢، ١٢- ٨ و منگنز بترتیب ١١٠٠- ٨٠٠،٧٩٠-  ٦٨٠، ٨٠٠- ٦٠٠، ٦٠٠- ٥٠٠، ١٥٠٠- ١٠٠٠، ٥٨٠- ٣٠٠ و مس بتربیت ٧٥- ٦٠، ٦٥- ٥٠، ٣٥- ٣٠، ٣٥- ٣٠، ٤٥- ٣٥، ٢٨- ٢٠ و کبالت بتربیت ٣٠٠- ٢٠٠، ٣٠٠- ٢٠٠، ٥٨- ٤٣، ٢٠- ١٥، ٢٥- ١٤، ٤٠- ٢٥، ١٤- ٨ و مولیبدن بتربیت ٨/١- ٢/ ١، ٨/ ١- ١، ٦/ ١- ٢/ ١، ٢/ ٢- ٤/ ١، ٤/ ١- ١ و نیکل بتربیت٤٠٠- ٢٠٠،  ٢٤٠- ١٨٠، ١٥٠- ١٠٠، ١٢٠- ٦٠، ٥٠- ٣٠، ٢٥- ١٨ و استرانسیوم بتربیت ٣٢٠- ٢٠٠، ٣٤٠- ٣٠٠، ٤٠٠- ٣٠٠، ٤٦٠- ٣٨٠، ٣٢٠- ٢٤٠ میلی گرم در یک کیلوگرم می باشد.

بطوریکه ارقام نشان می دهد سنگهای مادر در منطقه کوهستانی سبلان و سهند و البرز سلسله جبال زاگرس به مقدار زیادی میکروالمان در ترکیب مینرالها دارند و طبیعی است که تجزیه این سنگها مقدار زیادی ریز عناصر را بخاک منتقل می نمایند. در خاکهای حاکم منطقه سبلان و سهند مقدار عمومی میکروالمانها در قشر ٠- ٣٠ سانتیمتری باروش اسپکتروگرافیک (Spestro graphic) معیین گردید.

ارقام بدست آمده نشانگر آنست که در خاکهای مرتعی کوهستانی (در ارتفاع ٢٠٠٠- ٣٠٠٠ متر از سطح دریا) مقدار عمومی بر بین ١٦- ٢٢، منگز ٤٠٠- ٦٠٠، مس ٢٨- ٤٦، روی ٥٠- ٦٢، مولیبدن ٤/٢- ٤/٤، کبالت ١٦- ٤٧، استرانسیوم ٢٥٠- ٥٥٠ میلی گرم در یک کیلوگرم در خاکهای جنگلی قهره ای بتربیت ٦- ١٣، ٢٥٠- ٧٥٠/، ١٥- ٤٠، ٥٠- ٧٠، ٨/١- ٤/٢، ١٥- ١٨، ٣٠- ٤٤، ٦/١- ٢/٢، ١٤- ١٨، ٤٠٠- ٥٠٠ میلی گرم در خاکهای چرنوزیوم بتربیت ١٢- ١٨، ٧٢٠- ٨٨٠، ٤٠- ٦٠، ٥٩- ٨٥، ٢/٤- ٦/٤، ٢٥- ٣٥، ٥٠٠٠- ٣٠٠٠، میلیگرم در خاکهای آرید ١٧- ٢٠، ٥٠٠- ٦٢٠، ٣٠- ٤٠، ١٨- ٢٢، ٢٠- ٦/٢، ٢- ١١، ٤٥٠- ٧٢٠ میلی گرم در یک کیلوگرم می باشد. مقدار عمومی میکروالمانها در اکثر خاکهای مناطق کوهستانی بقدر کافی موجود می باشد. بخصوص عناصری چون بر، وانادیوم، استرانسیوم، منگز و غیره. ولی گیاهان در مدت وژتاسیون خود از فرم عمومی میکروالمانها نمی توانند استفاده بکنند، آنها از فرم قابل جذب این عناصر استفاده می نمایند. وجود مقدار زیادی فرم عمومی میکروالمانها در خاک دلالت بر تامین غذائی گیاهان نیست و این فقط فرم قابل جذب است که امکان ارزیابی پتانسیل میکروالمانی را در خاک می دهد.

نتایج تجسسات ژئوشیمیائی در دراز مدت نشان داد که در قشر ٠- ٣٠ سانتیمتری خاکهای مرتعی کوهستانی غیر فرسایش مقدار منگز قابل جذب در حدود ٧/٠- ٧/٢ میلیگرم، مس ٤/٧- ٤/٨ میلیگرم، کبالت ٦٠/٣- ٣٠/٥ میلی گرم، روی ٥/٠- ٣/١ میلی گرم در یک کیلوگرم، مولیبدن فقط آثارش موجود می باشد.

در نوع های فرسایشی خاکهای مقدار میکروالمانها ٤٠- ٥٠ درصد تقلیل می یابد که یک محیط کمبود غذائی ایجاد می نماید. مقدار فرمهای قابل جذب میکروالمانهای ذکر شده در خاکهای جنگلی کوهستانی غیر فرسایش در قشر ٠- ٣٠ سانتیمتری بتربیت ٢/٠- ٥/٠ میلی گرم، ٥/١- ٩/١، ٢/١، ٢/١- ٩/١ میلی گرم در یک کیلوگرم بوده و مولیبدن فقط آثار موجود می باشد.

در خاکهای قهوه ای مقدار میکروالمانها بتربیت ٦٦/٠- ٦٠/٢، ٥٨/٠- ٨٣/٠، ٤٥/٠- ٥٠، ١٢/٠- ١٩/٠ میلی گرم و در خاکهای آرید بتربیت ٠٢/١- ٦٠/١، ٨٥/٠- ٢٠/١، ٨٨/٠ و ٣٠/٠- ٥٠/٠ میلی گرم در یک کیلوگرم می باشد. فرم قابل جذب مولیبدن در این خاکها موجود نمی باشد.

در نوع های فرسایشی این خاکها با مقایسه با خاکهای غیر فرسایش مقدار میکروالمانها در حدود ٣٠- ٥٠ درصد تقلیل می یابد. ارقام نشانگر آنست که فرم قابل جذب میکروالمانها باستثنای کبالت و مس در خاکهای مورد تحقیق بقدر کافی نبوده و مقدار موجود در آنها قادر نیست که احتیاج گیاهان را تامین نماید. باید گفته شود که منگز در تغذیه گیاهان نقش بخصوصی دارد و از بروز کلروز جلوگیری می نماید.

منگز در ترکیب اکثر آنزیمهای هم موجود می باشد و در پروسه اکسیداسیون و ردوکسیون نقش با اهمیتی دارد. مس در ترکیب آنزیمهای اکسیداسیون پلی فنول اکسیداز، لاکتاز و غیره شرکت کرده، اهمیت بزرگی در پروسه بیوشیمیائی دارا می باشد.

مس در روند فرآیند، فتوسنتز، مبادله هیدراتهای کربونی و مواد ازتی و تحرک عناصر در ارگانیسم گیاه تاثیر مهمی دارد. کبالت در رشد و نمو گیاهان موثر بوده و باعث ازدیاد محصول در گیاهان می گردد. کبالت بعنوان کاتالیزاتور روند فرآیندهای بیوشیمیائی را در گیاهسرعت می بخشد و در ترکیب ویتامین B12 در حدود ٤- ٥ درصد کبالت موجود می باشد. از گیاهان کشاورزی بیش از همه گروه لکومینه به مولیبدن طلبکار می باشد. از گیاهان صیفی کاهو، کلم و از میوه جات انواع مرکبات به مولیبدن احتیاج دارند. مولیبدن در پروسه اکسیداسیون و ردوکسیون، مبادله مواد، نقش بزرگی دارد. در ترکیب بعضی آنزیمها هم مولیبدن موجود می باشد. بطوریکه می بینیم میکروالمانها دارای اهمیت بزرگی در زندگی گیاهان، احشام، انسانها دارا می باشند. لذا کمبود آنها در خاک باعث تقلیل مقدارشان در محصولات گیاهی شده و ارگانیسم انسانها و حیوانات نمی توانند بقدر کافی از میکروالمانها استفاده نمایند و در نتیجه حوادث پوتولوژیکی ناشی از کمبود این عناصر در ارگانیسم ایجاد می شود.

نتیجه:

١- مقدار میکروالمانها در خاکهای با خصوصیات ژنتیکی مختلف یکسان نبوده با مقدار آنها در سنگهای مادر، کانیها و پتانسیل عمومی خاکهای مربوط می باشد.

٢- مقدار عمومی میکروالمانها در خاکهای سیستم کوهستانی کافی و در بعضی موارد (استرانسیوم وانادیوم) مقدارشان از حد معین شده زیادتر می باشد.

٣- فرم قابل جذب میکروالمانها غیر از کبالت و مس در خاکهای مورد تجسس به مراتب کمتر از حد معین شده باشد.

سوال: لطفأ درباره مواد پرتوزا که موضوع علمی روز می باشد، مطالبی بفرمائید.

راهای تولید پرتوزای مصنوعی، راه یابی آنها به محیط زیست و پیامدهای تخریبی آنها

پرتو  افشانی هسته ای عبارت است از تغییر شکل بدون نظم (خرد شدن) هسته اتم بعضی عناصر (اورانیوم U، توریوم TH، رادیوم Ra و غیره) که در نتیجه شمار اتم و توده آنها تغییر می نماید. این عناصر، مواد با خواص رادیواکتیو نام دارند. یعنی عناصری که فقط از ایزوتوپهای رادیواکتیو تشکیل شده اند. مواد رادیواکتیو با سرعت معین و دقیقی به ذرات تقسیم می شوند و این همان خطری است که امروز مناطق آلوده را تهدید می کند. مسئله بر سر این است که بعضی ذرات رادیواکتیو دوره پرتوافشانی دراز مدت دارند و ما فعلأ قادر نیستیم به طور جدی تأثیری در محدود کردن سرعت این پرتوافشانی داشته باشیم. البته تدابیر غیر فعال کردن ذرات (Dezactivation) موجود است که آنهم تعیین کننده نمی باشد.

 مواد رادیواکتیو قادر به پراکنش اشعه های آلفا (a)، بتا (B) و گاما (Ə) می باشند. اشعه آلفا عبارت است از ذرات با محتوای الکتریکی مثبت که با سرعت ٢٠ هزار کیلومتر در ثانیه در حرکت می باشد. اشعه بتا عبارت از ذرات با محتوای الکتریکی منفی که سرعتش نزدیک به سرعت نور است. اشعه گاما عبارت است از امواج کوتاه شعاع الکترومغناطیس که این اشعه شبیه به اشعه رونتگی (x) بوده ولی سرعت انرژی اش از سرعت و انرژی اشعه رونتگن زیادتر است. اشعه گاما حطرناکتر از سایر اشعه ها است و دارای قدرت تخریبی بیشتری است. هرسه نوع اشعه دارای خواص یوتیزاسیون بوده و قادرند تا عمق مواد مختلف داخل گردیده و سلولهای زنده ارگانیسم را یونیزه کرده و نابود کنند.

هر سه این اشعه ها دارای قدرت تخریبی زیست محیطی می باشند. یک بازنگری به تاریخ پژوهشهای اتمی نشان می دهد در نیمه دوم قرن بیستم بخصوص سالهای آخر جنگ دوم جهانی در تاریخ بشر به عنوان شروع عصر پژوهشهای هسته ای ثبت گردید. البته پژوهشهای هسته ای موسسات و نهادهای علمی از طرف دانشمندان کشورهای پیشرفته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شروع گردیده است. در آلمان، دانمارک و ایالات متحده آمریکا دانشمندان به سعی شبانه روزی خود برای دستیابی به اسرار اتم ادامه دادند.

لذا اوایل قرن بیستم را شکل گیری فیزیک نوین هم می شود بشمار آورد. در سال ١٨٩٥ اشعه ایکس (x) از طرف دانشمندان آلمانی رونتگن کشف گردید و این آغاز تحولات عظیم در علم فیزیک بود. دانشمندان شهیر لهستانی ماری اسکلادوواسکایا (Sklodovskaia)  کوری و پری کوری (شوهرش) در همین وقت رادیوم و پلوتونیوم را کشف کردند. دانشمند شهیر فرانسوی بکرل و یکی از دانشمندان بزرگ قرن بیستم آلبرت انیشتین در سال ١٩٠٥ با کشف بسیار بزرگ خود در مورد بررسی اثرات فوتوالکتریک، با نشان دادن اینکه تابش الکترومغناطیس در بر همکنش خود با ماده، رفتار دارد که گوئی از ذراتی بنام فوتون تشکیل شده است، مقدمات دستیابی بشر به انرژی اتمی را فراهم نمود. با کشف این پدیده مهم شکافت هسته ای (Fission) در سال ١٩٣٢ میلادی با دستیابی به نیروی اتم بطور کامل شکل گرفت.

در اینجا باید اهمیت کشف نوترون توسط چاودیک را در سال ١٩٣٢ در دسترسی به نیروی اتم گوشزد نمود. برای اولین بار در تاریخ پژوهشهای اتمی با بمباران اورانیوم توسط نوترون انرژی فوق اعاده ای در حدود 20 میلیون الکترون ولت آزاد گردید و هملان حادثه ای بود که دانشمندان پژوهشهای اتمی، محققین فیزیک نوین با بی صبری در انتظارش بودند. بررسی راههای بوجود آمدن مواد پرتوزای مصنوعی (استرانسیوم –  90 سزیوم – 137) ئ راهیابی آنها به محیط زیست نشان میدهد که هنگام تقسیم هسته های سنگین مخلوطی از محصولات پیچیده این تقسیم بعمل می آید که در ترکیبشان ایزوتوپهی زیادی موجود می باشند. این ایزوتوپها درارای دوره پرتوزایی و خصوصیات پرتوافشانی مختلف می باشند. هنگام تقسیم بندی هسته های سنگین قسمتی از ایزوتوپها در ثانیه ها و دقایق اولیه تولیدشان در محیط پراکنده می شوند. قسمت دیگر این ایزوتوپها در ساعتهای اول، شبانه روز و حتی تا ده ها سال شروع به پرتو افشانی می نمایند.

در بین مواد پرتوزا استرانسیوم – ٩٠ (Sr- 90) و سزیوم – ١٣٧ (CS- 137) از خطرناک ترین مواد پرتوزا بوده و در اسرع وقت به چرخش بیولوژیکی وارد گردیده و شروع به پرتوافشانی شدید می نماید. استرانسیوم – ٩٠ در حین تقسیم هسته سنگین اورانیوم – ٢٣٠، پلوتونیوم – ٢٣٩ و غیره بعمل می آید در پروسه این تقسیم مقدار استرانسیومی که به عمل می آید ٤/٥- ٨/٥ درصد می باشد. هنگام انفجارات اتمی و هسته ای (این انفجارات بر اثر تقسیم اورانیوم ٢٣٥- اورانیوم ٢٣٨، پلوتونیوم – ٢٣٩ و غیره بعمل می آید.) ١٤/١ گرم استرانسیوم – ٩٠ تولید می شود که برابر با ١٠ x ٤/٥ پیکوکوری می باشد. در اکثر موارد مقدار استرانسیوم – ٩٠ حاصله از انفجارات در حدود ١٠x ٧/٣ پیکوکوری در هزاران تن تر نیتروتولواول می باشد.

استرانسیوم – ٩٠: عبارت است از ایزوتوپ بتا (B) که دوره پرتوافشانی آن (2/1 T) ٢٨ سال می باشد. هنگام خرد شدن استرانسیوم – ٩٠ ماده رادیواکتیو ایترید – ٩٠ را تولید می کند که در مدت ٩٥ ساعت قادر به پرتوافشانی است. ایترید – ٩٠ هم ایزوتوپ بتا (B) می باشد. سزیوم – ١٣٧: این ماده رادیواکتیو ایزوتوپ (d) گاما می باشد. دوره پرتوافشانی این ایزوتوپ کم بوده و همیشه در وضعیت مساوی با ماده مادر است. در مکانهای بیولوژیکی هنگام تحقیق پرتوافشانی هسته ای فقط به تحقیق سزیوم – ١٣٧ کفایت می نماید. باید گوشزد گردد که رفتار این مواد پرتوافشان در سلولهای ارگانیسم انسان و حیوان متفاوت است. مقدار سزیوم – ١٣٧ هنگام تقسیم هسته اتمهای سنگین در حدود ٣٢/٦- ٣٤/٤ درصد می باشد. در رابطه با نحوه استفاده از انرژی اتمی استرانسیوم – ٩٠ و سزیوم – ١٣٧ و بقایای مواد رادیواکتیو و یا محصولات انفجارات اتمی به محیط زیست وارد می گردد. منبع اساسی بقایای مواد رادیواکتیو که در ترکیباتشان استرانسیوم – ٩٠ و سزیوم – ١٣٧ موجود می باشد رآکتورهای اتمی و کارگاه های تبدیل سوختهای هسته ای می باشند. در نتیجه انجام انفجارات محصولات پرتوزای مصنوعی که از اتمسفر به سطح زمین می افتند (وارد می شوند) بطور غیر برابر در سطح زمین پراکنده می گردند.

این محصولات رادیواکتیو در سطح زمین در عرض جغرافیایی ٥٠- ٤٠ درجه شمالی و جنوبی بسیار و بطور فشرده پراکنده می گردد که با جریان توده هوایی و سمت آن در رابطه می باشند.

امروز معین گردیده که مقدار اساسی این مواد در نیم قطب شمالی پراکنده می گردد. بطوریکه گفته شد از سالهای ١٩٤٠ میلادی تا به امروز در کشورهای پیشرفته صنعتی اروپا، در ایالات متحده آمریکا و چین صنایع اتمی ایجاد گردیده و سریعأ توسعه یافت. ایجاد صنایع اتمی و دامنه توسعه آن در کشورهای آسیایی و آفریقایی هم تحقق یافت. امروز کشورهای اسرائیل، آفریقای جنوبی، هندوستان و پاکستان نیز وارد کلوپ اتمی شدند.

ساخت نیروگاههای اتمی، اختراع بمبهای اتمی، هسته ای آزمایشات آنها در آتمسفر، سطح زمین، اقیانوسها و زیر زمین یک پدیده جدید بسیار خطرناک پرتوافشانی هسته ای مصنوعی را ایجاد نمود که در این مدت سلامتی میلیونها انسان رانابود کرد و انواع امراض، بخصوص سرطان ارگانهای مختلف را به ارمغان آورد.

کشتیهای یخ شکنها، زیردریائیهای آتمی، بمباران اتمی این پدیده را خطرناکتر کرده و میزان آلودگی بیوسفر را شدیدأ بالا می برد. بمبارانهای اتمی هیروشیما، ناکازاکی در ژاپن از طرف دولت امپرالیستی آمریکا، آزمایشات بمباران اتمی، هسته ای در فضا، دریا و زیرزمین اثرات فاجعه باری از خود به جا گذاشته است و در این دوره میلیونها نفر در دنیا از این حوادث خسارت دیدند. امروز گذشت ٦٣ سال از بمبارانهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن هنوز هم آثار آنها به اشکال مختلف تظاهر می کند. نتایج آزمایشات بعدی اتمی و هسته ای تا به امروز هم خودنمایی می کند و باعث شیوع انواع و اقسام بیماریهای سرطان می گردد. انفجار در ایستگاه اتمی چرنوبیل در اوکراین قسمت بزرگی از سرزمین اوکراین، روسیه و جمهوری بلاروس را شدیدأ دچار پرتوافشانی هسته ای کرده و این مناطق را برای سالهای زیادی غیر قابل سکونت نمود. دهها شهر و صدها روستا کوچ داده شدند و یک منطقه عظیم آلوده و خطرناک در اروپای شرقی ایجاد گردید.

طبق آمارهای آکادمی علوم پزشکی جمهوری روسیه پس از گذشت ده سال از این انفجار فلاکتبار امروز ٦٥ هزار بیمار موجود می باشد و اکثر نوزادان در این مناطق تحت تأثیر پرتوافشانی هسته ای، ناقص الخلقه قدم به زندگی می گذارند که برای یک عمر ناراحتی ایجاد خواهند کرد. دامنه فاجعه چرنوبیل بسیار گسترده تر از آن است که را واقعه ای مربوط به گذشته تلقی کنیم زیرا قسمت عمده اثراتش در آینده جلوه گر خواهد شد. تراژدی چرنوبیل یکبار دیگر این سوال را برای جامعه بشری مطرح کرده که دستاوردهای تکنولوژیکی چگونه آثاری در زندگی مان خواهد داشت. در اینجا بجاست مطرح گردد که اکتشافات علمی و کاربرد آنها شالوده پیشرفت واقعی بشمار می آیند و با تکامل تکنولوژیکی معاصر، خطرات جدی را آینده برای بشریت خواهد داشت. در هر یک از این دو حالت اکنون جامعه بشری با یک وضع تراژدیک که زائیده پیشرفت صنعت در مقیاس بزرگ می باشد روبرو است. فاجعه چرنوبیل منطقه ای نبوده جنبه بین المللی بخود گرفت. بطوریکه آلودگی رادیواکتیو نه تنها جمهوری اوکراین، جمهوری روسیه و روسیه سفید (بلاروس) بلکه کشورهای اروپای شمالی را هم در بر گرفت. البته شدت پیامدهای این فاجعه در هر کشور متفاوت بود. طبق اطلاعات کراوچنکو (١٩٩٠) هفتاد درصد مواد پرتوزا که در جریان انفجار در راکتور چهارم نیروگاه هسته ای چرنوبیل رها شد در جمهوری بلاروس رسوب کرده و در نتیجه در جمهوری ٢٠ درصد اراضی هم اکنون به هسته های پرتوزا (رادیونوکلید) آلوده می باشند. طبق اطلاعات یونسکو (١٩٩٠) آلودگی رادیواکتیو بر محصولات کشاورزی و صنعتی تأثیر بزرگی داشت و مقادیر بزرگی از منابع طبیعی غیر قابل استفاده گردید. حادثه چرنوبیل تأثیر بزرگی بر زیستکره داشته که در دراز مدت بر طرف خواهد شد.

مواد پرتوزای رها شده از رآکتور منفجره در سایر جمهوریهای شوروی سابق هم رسوب کرده و آلودگی هسته ای به وجود آورد. جالب است که آلودگی ناشی از انفجار چرنوبیل در جمهوریهای قفقاز هم بازتاب داشته است. طبق اطلاعات بدست آمده (شکوری، عبداله اف ١٩٩٧) مقدار استرانسیوم – ٩٠ و سزیوم – ١٣٧ در دوره بعد از انفجار در خاکهای مزروعی جمهوری آذربایجان تا ٤/٠- ٢/٠ درصد ازدیاد یافته و باعث آلودگی محصولات کشاورزی در بعضی از نقاط جمهوری گردیده است. معین گردیده که هسته های رادیواکتیو در بعضی موارد از طریق اندامهای خارجی گیاهان (شاخ و برگ) وارد ارگانیسم می گردد. ولی در اکثر موارد بطور کلی اندامهای داخلی گیاه بخصوص ریشه آنها را جذب کرده و به ارگانهای گیاه منتقل می کند. لازم بذکر است که سبزیهای برگدار مثل کلم و کاهو امکان ورود هسته های پرتوزا بسیار زیاد می باشد. ولی در سبزیهای جدا برگ مانند گوجه فرنگی یا پیاز امکان ورود هسته های پرتوزا کمتر است. امروز همچنین معین گردیده که رابطه مستقیمی بین سطح آلودگی خاک و گیاه موجود می باشد. در مورد استرانسیوم – ٩٠ ضریب انتقال خاک، گیاه در خاکهای با ترکیب مکانیکی سبک (ماسه ای، شنی) خیلی کمتر از خاکهایی با بافت سنگین (رسی) است. در مورد سزیوم – ١٣٧ این اختلاف بمراتب کمتر است. امروز تعیین ارقام واقعی پیامدهای فاجعه چرنوبیل حتی با تکنولوژی پیشرفته معاصر هم امکان پذیر نمی باشد. طبق تخمینهای نهادهای علمی (ایزرائیل و همکاران ١٩٩٠) در حدود ٩/١و ١٠x ٥٠ بکرل (Bq) اشعه به جو داخل گردیده و به تمام کشورهای نیم کره شمالی منتقل شده و در خاکها و آبهای سطحی ته نشین گردیده است.

طبق اطلاعات سازمان ملل متحد (١٩٨٨) وزن کل مواد رادیواکتیو که در جو رها شده در حدود ٧٧ کیلوگرم بر آورد گردیده است. امروز همچنین معین گردیده ایزوتوپهایی که در حادثه انفجار رادیواکتیو چرنوبیل به فضا پرتاب شده در حدود ٣٠ نوع بوده و با نیمه عمری از ١١ ساعت (کریپتون – ٨٥) تا ٢٣٠٦٥ سال (پلوتونیوم – ٢٣٩) تشکیل می دهند. تریتیوم ٢٥ درصد کربن – ١٤ (به ترتیب با نیمه عمر ١٢ و ٥٧٣٠ سال) به داخل جو رها شدند.

امروز مبارزه با پرتوافشانی هسته ای به یک مسئله بزرگ و پرهزینه جهانی تبدیل گردیده است. حد خطرناک اشعه اشباع شده برای ارگانیسم و ارگانها بقرار زیر می باشد: سر ٢٠، قسمت پایین شکم ٣٠، قسمت بالای شکم ٥٠، سلولهای سینه ١٠٠، قسمت پایین ستون فقرات ٢٠٠ گری (Grey) می باشد. درجه حساسیت ارگانهای مختلف بدن به اشعه اشباع شده هم یکسان نمی باشند و بدین ترتیب عبارتند از: سلولهای لنفاتیک> گره های لنفاتیک > غدد تیروئید> فسفر استخوان.

ارگانهای تولید کننده خون در بدن انسان شدیدأ به اشعه رادیو اکتیو حساس می باشند و این مساله به پزشکان در تعیین خصوصیات امراض سرطانی کمک می نماید. تحت تأثیر اشعه رادیواکتیو (٥/٠ گری) در ارگانیسم انسانها بعد از ٢٤ ساعت تعداد لمفوسیتها شدیدأ تقلیل می یابد. (مدت زندگی لمفوسیتها کمتر از ٢٤ ساعت باشد.) در ارگانیسم مریض مقدار گلبولهای قرمز هم تقلیل می یابد (دوره زندگی گلبولهای قرمز صد شبانه روز است) در انسان سالم تعداد گلبولهای قرمز در حدود ١٠ بوده و روزانه ١٠ عدد تولید می شود. در بیماران سرطانی این تعداد شدیدأ تقلیل می یابد که در نتیجه به مرگ ارگانیسم می انجامد.

امروز بر اثر مشاهدات جدی پزشکی در نواحی آلوده به مواد رادیواکتیو معین گردیده که میانگین فراوانی اختلالهای غدد تیروئید، سرطانهای بدخیم و نئوپلاسم (رشد جدید نسجی نابجا) و پلاسمی ٥٠ درصد افزایش یافته است. پزوهشهای انجام یافته در جمهوریهای روسیه و اوکراین نشان داد که در نواحی آلوده به مواد رادیواکتیو تعداد سقط جنین نوزادان مرده و کودکانی که با ساخت نابهنجار ژنتیکی به دنیا آمدند بمراتب زیادتر شده است. در مناطق آلوده اوکراین و روسیه سفید موارد کم خونی (لیکومی) و عدم کارآیی سیستم ایمنی در انسانها زیادتر شده و بیماریهای عفونی، قلبی و بیماریهای مزمن ریه بمرات ازدیاد یافته است. ساختمان ژنها و سلولها آسیب پذیر گردیده است. درجه تأثیر شعاع به ارگانیسم با مقدار آن متناسب می باشد، اگر در منطقه آلوده پرتوافشانی مداوم و فشرده باشد تأثیر منفی آن در ارگانیسم شدید خواهد بود. در صورتی که پرتوافشانی متداوم نبوده و از قدرت زیاد برخوردار نباشد خسارات وارده به ارگانیسم کمتر و تأثیر آن در مدت زمان محسوس خواهد بود. اشعه های آلفا، بتا کمتر واشعه گاما و نیترونها با سرعت زیاد به عمق سلولها وارد شده آنها را از هم می پاشند که بسیار خطرناک می باشند. بعضی مواد رادیواکتیو پس از ورود به ارگانیسم بصورت برابر در ارگانیسم و ارگانها تقسیم می شوند و در این صورت خطر کمتر است. ولی بعضی از این مواد وارد ارگانیسم شده و به صورت لوکال (محدود) در یک ارگان متمرکز می شوند. جالب است اشعه آلفا عناصر رادیوم، اورانیوم، پلوتونیوم، اشعه بتا، استرانسیوم و ایتریوم و اشعه گاما سیرکونیوم در سلولهای استخوان متمرکز می شوند.

این عناصر با سلولهای استخوان در رابطه شیمیایی بوده و به سختی از ارگانیسم خارج می شوند. تراژدی آلودگی محیط با مواد رادیواکتیو در این است که درصد اساس رادیونوکلوئیدها، عناصر با خواص رادیواکتیو بوسیله باران و نزولات آسمانی طوفانها، بادها به خاک رسیده و در قشر هوموسی آن متمرکز می شوند. این وضع بخصوص در خاکهای با بافت سنگین بمراتب بیشتر مشاهده می شود. آلودگی خسارات جدی به محیط زیست وارد می کند. در کشورهای اروپایی و کشورهای صنعتی و پیشرفته آسیا، آمریکا به اهمیت مسئله مبارزه با آلودگی رادیواکتیو پی برده و موسسات علمی اختصاصی رادیولوژیکی تشکیل یافته است. امروزه موسسات و انستیتوهای تحقیقاتی در این کشور به تحقیقات دامنه داری در شناسایی مناطق آلوده، علل و عوامل آلودگی و تدابیر پیشگیری از این آلودگیها، راهها و شیوه های دزآکتیواسیون زمینهای اشعه زده را بررسی می کنند. این یکی از مسائل بسیار مهم زمان بوده و با سلامتی انسانها و نسلهای آینده در رابطه می باشد. در مبارزه با آلودگی رادیواکتیو فضای سبز از اهمیت بخصوص برخوردار می باشد. البته درختان، در نتیجه ها، فضای سبز قادر نیستند بطور کامل مواد رادیواکتیو را کاهش دهند یا از بین ببرند ولی باکاهش، تنظیم و پراکنده کردن آن در محیط تا حدودی اثرات رادیواکتیو را محدود می نمایند. پژوهشهای انجام شده نشان می دهد که مقدار اشعه ای که شاخ و برگ درختان جذب می کنند در پشت فضای سبز طرف بادگیر ٣٠- ٤٠ برابر بیش از مقدار مواد رادیواکتیو است که در جلوی فضای سبز انباشته شده است. امروز وقت آنست که اقدامات جدی برای حفاظت از جنگلها و فضای سبز، ترمیم جنگلهای مخروبه، ایجاد جنگلهای مصنوعی در مقیاس کشوری و ملی انجام گیرد و علیه جنگل زدائی جهاد اعلام شود.

با در نظر گرفتن اینکه تشکیل موسسات اتمی با مقاصد جنگی و غیر جنگی هر روز در جهان بیشتر می شود و اینکه در کشورمان نیز تجسسات اتمی برای مقاصد صلح آمیز (ساخت نیروگاههای اتمی) جان می گیرد لازم است که در جنب سازمان انرژی اتمی کشور دانشگاههای تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز و اهواز، موسسات علمی رادیولوژیکی برای پژوهشهای پرتوافشانی هسته ای مصنوعی و طبیعی و بطور کلی شناسائی این مشکل ایجاد گردد.

مؤسسات علمی و تخصصی به منظور شناسایی خاکهای آلوده با پرتوافشانی هسته ای مصنوعی و طبیعی، محصولات کشاورزی آلوده به اشعه مواد رادیواکتیو باید در سیستم سازمان تحقیقات کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی تاسیس و با یک برنامه جامع بکار مشغول گردد. 

Facebook
Telegram
Twitter
Email