آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

قتل عام هزاران اسیر جنگی اتحاد شوروی توسط انگلیسی ها

مورخان کشته شدن هزاران اسیر جنگی اتحاد جماهیرشوروی توسط انگلیسی‌ها در سال 1945 را فاش کردند.

به گزارش اسپوتنیک، دیمیتری خوخلوف، مورخ سازمان‌های اطلاعاتی ناگفته‌هایی از زمان پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 را فاش کرد: ارتش انگلیس که اهداف سیاسی را دنبال می کرد، در آغاز ماه مه 1945 بلافاصله کشتی های آلمانی را با چندین هزار زندانی بی دفاع اردوگاه های کار اجباری نازی ها که بیشتر آنها اسیران جنگی شوروی بودند، به طرز وحشیانه ای نابود کرد و پس از آن انگلیسی ها با شهروندان بازمانده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تحقیر آمیز رفتار کردند.

روز دوشنبه هفتاد و هفتمین سالگرد فاجعه ای است که در 3 مه 1945 در خلیج لوبک در دریای بالتیک رخ داد (که با غرق شدن کشتی از کپ آرکونا در تاریخ ثبت شد). سپس هواپیمایی نیروی هوایی انگلیس به کشتی های آلمانی حامل اسیران اردوگاه های کار اجباری حمله کرد. در میان کشته شدگان بمب‌ها، موشک ها و گلوله های انگلیسی، شهروندان بیش از 25 ملیت، بومی نه تنها اتحاد جماهیر شوروی شوروی، بلکه ایالات متحده آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، کانادا، ایتالیا، جمهوری چک، لهستان، کشورهای بالتیک و اسکاندیناوی، یونان، صربستان و دیگران وجود داشتند. یافتن بقایای آنها برای چندین دهه در ساحل ادامه یافت.

خوخلوف گفت: بر اساس برآوردهای مختلف، تعداد افرادی که در نتیجه آن فاجعه جان خود را از دست داده اند، از 7 تا 12 هزار نفر است که با تعداد پرسنل یک لشکر تفنگدار یا به عنوان مثال با تلفات نیروهای متفقین در نبرد سیسیل یا با تلفات ارتش سرخ در عملیات نوواراسیسک قابل مقایسه است. وی تأکید کرد: ” از نظر مقیاس، غرق شدن از کپ آرکونا چهارمین فاجعه دریایی در تاریخ بشر به حساب می آید.”

بر اساس منابع مختلف، تعداد زندانیان زنده مانده از کپ آرکونا از 310 تا 350 نفر تخمین زده شده است. همچنین اطلاعاتی وجود دارد که فقط 140 شهروند شوروی موفق به فرار شده اند. خوخلوف خاطرنشان کرد، دمای آب در آن روز از هفت درجه تجاوز نمی‌ کرد.

نامه زندانی فرار کرده

خوخلوف می گوید، در دهه 1960-1970، عموم مردم برای اولین بار از فاجعه 3 مه 1945 به لطف انتشارات در اتحاد جماهیر شوروی و خارج از کشور آگاه شدند. سپس شهادت های مختلف علنی شد و اکنون جزئیات جدیدی از وقایع 76 سال پیش وجود دارد.

همانطور که خوخلوف گفت  در مواد مکاتبات وزارت امنیت دولتی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با دفتر شورای وزرای اتحاد جماهیر شوروی برای بازگرداندن شهروندان شوروی در سال 1949، نامه ای از یکی از حاضران در فاجعه 3 مه 1945، واسیلی سالوماتکین (1919-1999) کشف شد.

خوخلوف گفت: “نامه واسیلی فیلیپوویچ سالوماتکین در تاریخ 2 مه 1949 اولین مدرک مستندی است که تاکنون در بایگانی یافت شده است و جزئیات فاجعه دریافت شده توسط مقامات شوروی را فاش می کند.” در تاریخ 14 مه 1949، نسخه ای از این نامه به سرلشکر یوگنی پیتوورانوف به رئیس اداره 2 اصلی وزارت امنیت دولتی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (ضد جاسوسی و مبارزه با عناصر ضد شوروی) ارسال شد.

در میان منابع تاریخی درباره فاجعه 3 مه 1945، نامه سالوماتکین از ارزش ویژه ای برخوردار است، زیرا این نامه که توسط وی نوشته شده است، پیش از این منتشر نشده است، تحت ویرایش قرار نگرفته است، و همچنین حاوی جزئیات ناشناخته در مورد نگرش نظامیان انگلیس به زندانیانی که زنده مانده اند، می‌باشد.

سالوماتکین نوشت: “در 29 آوریل 1945، فرماندهی SS با نزدیک شدن نیروهای متفقین به اردوگاه کار اجباری Neuengamma  (در نزدیکی هامبورگ)، تمام اسرایی را که می توانستند کمی حرکت کنند، به شهر لوبک (بندر آلمان در بالتیک) منتقل  کردند. سالاماتکین نوشت:  سرشماری آلمانها، تعداد اسرا را 12 هزار نفر برآورد کرد. اکثریت قریب به اتفاق اسرای جنگی روسی بودند.

زندانیان توسط اس اس به مدت یک روز با قطار تحت مراقبت شدید قرار گرفتند و به آنها چیزی برای نوشیدن یا خوردن داده نشد. در لوبک، زندانیان را تحت مراقبت شدید قرار دادند، سربازان و قایق ها را در امتداد خلیج لوبک در دریای بالتیک، جایی که دو کشتی کوچک و یک اقیانوس پیمای بزرگ مستقر بودند، بیرون آوردند.

“در دو کشتی اول آنها حدود 2 هزار زندانی را جای دادند. نام یك كشتی” تیلبک “بود و دیگر كشتی را دیگر به خاطر نمی آورم (دوم كشتی” دویچ لند “بود – ویراستار). سالوماتکین به یاد می آورد: در کشتی اقیانوس پیمای بزرگ که من در آن بودم، 8 هزار زندانی قرار گرفتند. این کشتی کپ آرکونا نام داشت. فرمانده کشتی ها با نیروهای اس اس بود.

قتل عام وحشیانه

رویدادهای بعدی، طبق نامه سالوماتکین به شرح زیر توصیف شده‌اند. در سوم ماه مه، نیروهای انگلیسی به شهر نوی استات نزدیک لوبک نزدیک شدند و اعلام کاپیتالاسیون تا ظهر کردند. نوی اشتات تسلیم را پذیرفت. سپس انگلیسی ها تسلیم کشتی های حاومل اسرای جنگی را خواهان شدند. این کشتی ها در 6 کیلومتری نوستاد قرار داشتند.

“فرمانده اس اس کشتی ها تسلیم شدن را رد کرد. سپس نیروی هوایی انگلیس با تعداد زیادی هواپیما بلند شدند و شروع به بمباران کشتی ها کردند … کشتی هایی که در آن بودیم حتی یک شلیک در جواب بمباران هواپیماهای انگلیس شلیک نکردند.” سالوماتکین نوشت که وی شخصاً تمام منظره بمبباران را مشاهده کرده است.

اولین قربانی بمب گذاری تیلبک بود. بلافاصله آتش گرفت و شروع به غرق شدن کرد. زندانیانی که توانستند از کشتی خارج شوند به داخل آب پریدند. پس از اصابت اولین بمب انگلیس به تیلبک، فرماندهی اس اس کشتی کپ آرکونا که من در آن بودم، پرچم سفید را به بیرون انداختم، که به معنای تسلیم است. “- به یاد می آورد سالوماتکین. زندانیان روی عرشه پیراهن های سفید پایین خود را درآوردند و شروع به تکان دادن آنها کردند و به خلبانان انگلیسی نشان دادند که کشتی در حال تسلیم شدن است و تسلیم شدن را قبول می کنند.

“اما خلبانان انگلیسی، مانند فاشیست‌ها، چیزی را تشخیص نمی دادند، توجهی به پرچم سفید روی کشتی نکردند، توجهی به تکان دادن پیراهن های سفید توسط، ، التماس برای رحم، نجات جانها از سوی حاضران روی عرشه نکردند. ادامه دادند کشتی ها رابمباران کنند. بمباران در ارتفاع بسیار کمی انجام شد.” سالوماتکین گفت: “خلبانان انگلیسی تمام وحشتهای ناشی از بمباران خود را دیدند و حتی به التماس مردم توجه نکردند. خلبانان انگلیسی در انتقام های وحشیانه خود کمترین تفاوتی با خلبانان وحشی فاشیست نداشتند. “

سالوماتکین نوشت: “دومین قربانی پس از تیلبک، دومین کشتی کوچک بود. سپس بمب به سمت عقب کشتی کپ آرکونا برخورد کرد، در حالی که من در دماغه کشتی بودم. فرماندهی اس اس در آن زمان قایق ها را به داخل آب انداخت و رفت. در کشتی کپ آرکونا، وحشت در میان زندانیان به وجود آمد. زندانیان به طبقه بالا هجوم بردند. “

“در اثر وحشت، زندانیان سعی کردند به روی عرشه بیایند، یکدیگر را از پله ها پایین می کشد و بنابراین بسیاری نتوانستند به روی عرشه بیایند و در کشتی ماندند و با آن غرق شد و در آب فرو رفتند.”

سالوماتکین افزود: پس از اصابت بمب دوم به کشتی کپ آرکونا، من و دیگر زندانیان روسی خود را از کشتی به داخل آب انداختیم.

اما این همه ی ماجرا نیست

سالوماتکین  همچنین نوشت: ” در حدود یک کیلومتری محل غرق شدن کشتی کپ آرکونا، قایق های تندرو ظاهر شدند. وقتی آنها را دیدیم، با عجله به سمت آنها حرکت کردیم، فکر کردیم که آنها ما را تحویل می گیرند و ما را نجات می دهند. برعکس این اتفاق رخ داد. سربازان در قایق‌ها ایستادند و شلیک کردند. من از تیزاندازی سربازان نجات پیدا کردم، زیرا من مانند دیگران نتوانسته بودم به نزدیکی قایق برسم و من حدود 400 متر با قایق فاصله داشتم .”

به گفته سالوماتکین، در این زمان او کاملاً خسته شده بود و امواج او را به ساحل برد. “من در وضعیت نیمه هوشیاری قرار داشتم. از طریق چشمان مه آلود خود به ساختمانهای سفید ساحل نگاه کردم و حرکات مردم را دیدم، اما نمی توانستم مردی را از یک زن متمایز کنم. و روس های اردوگاه که از من قوی تر بودند، در ساحل بودند و من را از آب بیرون کشیدندو وقتی من را به هوش آوردند، آنها مرا به بیمارستان فرستادند. در آن زمان انگلیسی ها آنجا بودند .”

رفتار تحقیر آمیز توسط یک متحد

اما آزمایش ها برای افراد زنده مانده در خشکی ادامه داشت.

خوخلوف توضیح می دهد: ” اگرچه درباره بمباران کشتی ها با زندانیان اردوگاه های نازی قبلاً در خارج از کشور و کشور ما نوشته شده، اما آنچه را که افراد نجات یافته تجربه کرده اند تنها از داستان سالوماتکین می توان آگاه شد.”

اینگونه بود که سالوماتکین نامه خود را در ماه مه 1949 ادامه داد: ” پس از خروج از بیمارستان، من در اردوگاه بازماندگان بودم. انگلیسی‌ها با ما برخورد نادرستی کرد. آنها ما را در اتاق‌های تنگ جای دادند، و ما را با یک کنسرو و اسفناج بسیار کم تغذیه کردند. هنگامی که ما یک بار اعتراض کردیم غذا را تحویل نگرفتیم و غذای واقعی خواستیم، به ما گفتند که شما ارزش این را هم ندارید و آنها دو نفر را به جرم خرابکاری با خود بردند و زندانی کردند. من از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم. من اردوگاه را ترک کردم، اما آنها در زندان ماندند. “

سپس زندانیان شوروی شکایتی در مورد تغذیه نامناسب به سرهنگ جنرال فیلیپ گلیکوف، نماینده مجاز دولت شوروی برای بازگرداندن شهروندان شوروی از آلمان و کشورهایی که اشغال کرده بود، نوشتند.

“پس از مدتی، فرمانده شهر (نوی اشتات) تغییر یافت و غذا بهتر شد، اما هنوز هم شرایطی را كه در كنفرانس یالتا برای اسیران جنگی ما برای استفاده از جیره بندی یک سرباز انگلیسی مطرح شده بود، برآورده نمی كرد. “سالوماتکین نوشت.

وی همچنین نوشت: «در این زمان، انگلیسی ها اسیران جنگی آلمانی را به داخل شهر فرستادن. آنها آزادانه راه می رفتند، در اطراف پرسه می زدند، به اسیران جنگی بازمانده ما حمله می كردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند، تهدید می كردند كه همه ما را شبانه می برند، زیرا آنها با سلاح های سرد راه می رفتند. پس از این تهدیدها، ما نزد فرمانده انگلیس رفتیم و این را اعلام کردیم».

Facebook
Telegram
Twitter
Email