آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

توسعه روابط روسیه و چین؛ کابوس نظم غربی

روابط روسيه و چين از لحاظ مناسبات قدرت و فرايندهاي ژئوپلتيکي همواره داراي اهميت زيادي بوده است.

گفتگوی اخیر ولادیمیر پوتین و شی جین پینگ که در آن دو طرف یکبار دیگر بر شراکت راهبردی خود در عرصه های مختلف تاکید کردند، با ارائه واکنش ها و دیدگاه های متناقضی از سوی غربی ها مواجه شد. به نحوی که برخی تلاش کردند این گفتگو را یک امر عادی جلوه دهند و بر شکاف های موجود میان مسکو و پکن تمرکز کنند. در این خصوص حتی برخی بر این مسئله تاکید کردند که از زمان آغاز جنگ اوکراین، چین در حال افزایش فاصله از روسیه بوده و به هیچ وجه دوست مطلوبی برای مسکو به شمار نیامده است. از طرفی دیگر، برخی نیز تلاش کردند شراکت روسیه و چین را به مثابه اتحادی علیه غرب برجسته کنند که می تواند بر فضای آینده بین المللی تاثیرات جدی بگذارد.

واقعیت آن است که روابط روسيه و چين از لحاظ مناسبات قدرت و فرايندهاي ژئوپلتيکي همواره داراي اهميت زيادي بوده است. به نحوي که نزديک شدن دو کشور در سال هاي ابتدایی دهه 2000، موضوعي بود که به موازات کمرنگ شدن اختلافات و رقابت هاي منطقه اي، به ايجاد يک بلوک قدرتمند امنيتي در برابر هژموني آمريکا در نيمکره شرقي جهان تبدیل شده است. پس از فروپاشي شوروي، دامنه اختلافات و رقابت هاي پيشين پکن و مسکو در زمينه هايي چون مسائل ايدئولوژيک، رهبري جهان کمونيسم و اختلافات شديد مرزي، به شکل ملموسي محدود شد. همين امر موجب شد که چشم انداز روشني براي همکاري ميان مسکو و پکن به وجود آيد.

بر این اساس همکاری​ های روسیه و چین از زمان انعقاد توافقنامه حسن همجواري و دوستي و همکاري در 16 ژوئن 2001 در تمام زمينه ​ها با سرعت قابل توجهی ارتقاء يافته است. به نحوی که در طول سال​ های گذشته، مناسبات دوجانبه در حوزه ​های اقتصادی، انرژی، فناوری، نظامی و همچنین طیف وسیعی از مسائل سیاسی و امنیتی دنبال شده است. همکاری های سطح بالا بین روسیه و چین و ماهیت مناسبات دو طرف نشان از مشارکت جامع و تعامل استراتژیک دارد. دو کشور بارها به حمایت جدی از یکدیگر پرداخته اند و همواره شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین در تماس​ های مختلف در مورد دستورالعمل​ های کلیدی برای تعامل استراتژیک با هم به توافق رسیده اند.

در حال حاضر همکاری جامع با در نظر گرفتن رویکردهای استراتژیک و افق​ های جهانی به منظور حفظ ثبات در سراسر جهان، محافظت از منافع امنیتی و توسعه چین و روسیه در دستور کار دو کشور است. در این راستا روسیه و چین در سال​های اخیر از طریق مکانیسم همکاری​ های دولتی، ارتباطات را توسعه داده و همکاری​ های متقابل را در زمینه​ های کشاورزی، مالی، نوآوری علمی و فناوری، اقتصاد دیجیتال، تجارت الکترونیکی، مراقبت​ های بهداشتی، نسل پنجم اینترنت و سایر زمینه​ ها ارتقا بخشیده اند. همچنین دو کشور از نقاط قوت خود برای شناسایی پروژه ​های تحقیق و توسعه جدید، ایجاد یک جامعه چینی ـ روسی با نوآوری​های علمی و فناوری و شکستن هژمونی و محاصره تکنولوژیکی توسط برخی کشورهای غربی استفاده کرده اند. علاوه بر این، طرفین در بهبود کیفیت همکاری​ های عملی در زمینه​ های مختلف به همکاری با یکدیگر پرداخته اند.

یکی از نکات مهم و قابل تامل در روابط روسیه و چین، نهادمندسازی این مناسبات در قالب سازمان​ ها و گروه​ های ​بین ​المللی است. به عنوان مثال، دو کشور نقش مهمی در شکل گیری سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک نهاد امنیتی داشتند. همچنین هر دو کشور از موثرترین بازیگران در شکل دهی به گروه بریکس به عنوان مجمعی برای گرد هم آمدن و تشریک مساعی اقتصادهای نوظهور بوده اند. تسریع در برنامه “یک کمربند، یک جاده” و ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا، ترویج تجارت و سرمایه گذاری منطقه ای، همکاری نزدیک با کشورها و سازمان​های منطقه ​ای برای تبدیل قاره اوراسیا به فضای همکاری و صلح، ثبات و توسعه مشترک نیز از جمله دیگر محورهای همکاری​ های دو طرف بوده است.

در این بین علاوه بر نیازهای متقابل اقتصادی، آنچه در سال​های اخیر موجب افزایش همکاری ​های روسیه و چین شده، مقابله با سیاست تهاجمی و یک جانبه ایالات متحده آمریکا در سطح ​بین ​المللی است. در واقع هر چه سیاست خارجی آمریکا حالت یک جانبه ​گرایانه و تهاجمی​ تری به خود گرفته، به تبع آن میزان همکاری مسکو و پکن که تلاش می​کنند سیاست خارجی مستقلی داشته باشند، افزایش یافته است. از این رو رویکرد برتری ​طلبانه غرب در برابر مسکو و پکن، نقش مهمی در افزایش همگرایی میان آنها داشته است. در واقع تلاش های آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی جهت محدودسازی و مهار روسیه و چین به صورت توامان موجب بدبینی آنها به غرب و همچنین کوشش برای گسترش همکاری های دوجانبه شده است.

در خصوص روابط چين با ايالات متحده، فقط کافي است اختلاف نظر در خصوص تايوان و هنگ کنگ، فعاليت نيروي دريايي آمريکا در نزديکي مرزهاي چين، انتقادات ثابت و بيش از اندازه شديد واشنگتن از چين در خصوص معضل حقوق بشر، مسئله سین کیانگ و ساير موارد اختلاف‌ زا ميان دو کشور مد نظر قرار گیرد. رابطه روسيه با آمريکا نيز به همين اندازه دچار چالش ​های عدیده است. به اين معنا که در روابط دو کشور، آنقدر موارد اختلاف‌ زا وجود دارد که طرفين نتوانند به شراکت راهبردي دست پيدا کنند. مسائلي همچون افزايش نفوذ آمريکا در آسياي مرکزي و قفقاز، گسترش ناتو به شرق و استقرار سامانه دفاع موشکي در شرق اروپا، از جمله مهمترين مواردي محسوب مي‌شوند که جنبه امنيتي و حتی بعضا حياتي در روابط دو کشور پيدا کرده اند.

بر این اساس نقطه مشترک در روابط روسیه و چین در قبال غرب را می​ توان در مسائل امنیتی و تلاش روزافزون ایالات متحده برای مهار هر دو کشور جستجو کرد. در واقع اتخاذ سیاست یک جانبه گرایی از سوی دولتمردان کاخ سفید و عدم در نظر گرفتن منافع دیگر کشورها، روابط روسیه و چین را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. از این رو مسکو و پکن، به تدریج در مخالفت با سیاست​های یک جانبه گرایانه آمریکا، چند قطبی شدن نظام ​بین ​الملل و اتخاذ سیاست​های چند جانبه گرایانه، با یکدیگر همسو شده اند. دو کشور قاطعانه با هرگونه مظاهر یک جانبه هژمونی مخالفت می کنند و به طور مداوم هماهنگی در مکانیسم​ های چند جانبه مانند سازمان ملل، سازمان همکاری شانگهای، گروه بریکس و گروه بیست را افزایش داده تا شکل گیری یک نظم ​بین ​المللی عادلانه و منطقی را تحقق بخشند.

منبع: اسپوتنیک

Facebook
Telegram
Twitter
Email